تبلیغات
کتاب خانه تخصصی ادیان و مسیحیت پژوهی

کتاب خانه تخصصی ادیان و مسیحیت پژوهی
دانلود منابع ادیان و مسیحیت شناسی: فیلم،‌ کتاب، مقاله، پاورپوینت و ...

اوپانیشادها یا اوپَه‌نیشَدها یا ودانتا از منابع و متون مقدس هندوئیسم است. در این پست نسخه ای خطی از ترجمه فارسی اوپانیشادها را در اختیار شما قرار می دهم.
این نسخه، همان پنجاه اوپانیشادی است که داراشکوه، پسر امپراتور مغولی هند، شاه جهان، برای نخستین بار آن را به زبان فارسی برگرداند؛ این ترجمه با نام سر اکبر شهرت یافت. در پیشگفتار کتاب، شاهزاده هندی، بیان نموده‌است که واژه کتاب المکنون در قرآن، اشاره به اوپانیشادها دارد. آشنایی غربیان با کتاب اوپانیشادها، نخستین بار، از راه همین ترجمه فارسی بود. صادق رضازادهٔ مشفق گزیده‌ای از اوپانیشاد را تحت عنوان «گزیدهٔ اوپه نیشدها» را به فارسی ترجمه کرده و شرکت انتشارات علمی فرهنگی آن را به چاپ رسانده.


برای دانلود ترجمه فارسی کتاب اوپانیشادها با نام سر اکبر از متون مقدس هندوئیسم اینجا کلیک کنید.











فلسفه اوپانیشادها

در دوره برهمنى (سالهاى 800 ق.م  تا 500 ق.م) آیین قربانى به افراط کشید و با توسعه آن مسائل عمیق دینى به فراموشى سپرده شد.

قربانى اسب و چیزهاى دیگر آسیب شدیدى به اقتصاد کشور وارد کرد و خزانه پادشاه را خالی کرد. از این رو، برهمنان چاره کار را در اصلاح دین دیدند و بدین منظور «براهمناها» را پدید آوردند که مشتمل بر دو بخش است:

الف) آرنیاکاها؛ یعنى جنگل نامه، مشتمل بر مسائل مورد نیاز اهل ریاضت.

ب) اوپانیشادها؛ به معناى نزدیک نشستن، کنایه از آموختن اسرار دین.

اوپانیشادها شهرت زیادى پیدا کرد. این کتاب را براى نخستین بار در سال 1067 ه.ق به زبان فارسى به نام سرّ اکبر ترجمه شد و نخستین آشنایى غربیان با اوپانیشاد از طریق همین ترجمه بود.

اوپانیشاد به نام ودانتا (Vedanta) به معناى پایان وداها نیز خوانده مى‌شود. این کتاب بطون وداها را مى‌شکافد و توجه مردم را از آداب و رسوم ظاهرى به اسرار درونى و مفاهیم باطنى جلب مى‌کند. کتاب اوپانیشاد شهرت جهانى دارد.

اوپانیشادها در نگاه علامه طباطبایی

یکی از دانشمندان اسلامی که درباره کتاب اوپانیشادها اظهار نظر کرده، علامه سید محمدحسین طباطبایی نویسنده تفسیر المیزان است.

علامه طباطبایی بعد از بیان عقاید برهماها به کتاب اوپانیشادها می‌رسد و می‌نویسد: آنچه از کتاب  اوپانیشاد به دست می‌‌آید، چه بسا با آن کلیاتى که از عقاید براهمه گذشت مطابقت ندارد هر چند که علماى مذهب براهمه این عدم تطابق و توافق را تاویل و یک دانشمند متفکر وقتى رساله‏هاى اوپانیشاد را که آموزنده معارف الهى است مطالعه مى‏کند مى‏بیند که هر چند این رسائل، عالم الوهیت و شؤون مربوط به آن، از قبیل اسماء و صفات و افعال آن یعنى آغاز خلقت، و اعاده خلق، و اصل خلقت، و رزق، و زنده کردن، و میراندن و غیر اینها را توصیف مى‏‌کند طورى توصیف مى‏‌کند که امور جسمانى و مادى آن طور توصیف مى‌‏شود مثلا عالم الوهى را به اوصافى توصیف مى‌‏کند که مستلزم انقسام پذیرى و تکه تکه شدن و داشتن حرکت و سکون و انتقال و حلول و اتحاد و بزرگ شدن و کوچک گشتن و سایر احوال جسمانیت و مادیت است، و لیکن در چند جاى آن رساله‌‏‌ها تصریح شده به اینکه عالم الوهى «برهم» ذاتى است مطلقه و متعالى از اینکه حد و تعریفى آن را محدود کند، ذاتى است که داراى اسماء حسنى و صفات علیا از قبیل: علم و قدرت و حیات مى‏‌باشد، و ذاتى است منزه از صفات نقص و عوارض ماده و جسمانیت، ذاتى است که مثل او چیزى نیست، و این مطالب آن قدر در اغلب فصول اوپانیشاد تکرار شده که هر کس آن کتاب را بخواند به این مطالب بر خواهد خورد.

و در تحت عنوان «شیت استر» در ادهیاى ششم، آیه هشتم «سر الاکبر» عین این عبارت آمده «لم یولد منه شى‏ء و لم یتولد من شى‏ء و لیس له کفوا احد» و این خود تصریح است به اینکه «برهم» احدى الذات است، نه از چیزى متولد شده و نه چیزى از او متولد مى‏شود و احدى مثل و مانند او نیست.

و در اوپانیشاد، ادهیاى چهارم، آیه 13 مى‏‌خوانیم که شیت استر گفته است: آیا براى این ذات نورانى اعمال صالح بجاى آورم و یا آن ذات روشن و ظاهر را ترک گفته، به درگاه هر فرشته‏‌اى قربانى تقدیم کنم؟

و این خود صریح است در اینکه حق این است که غیر خداى تعالى هیچ کس و هیچ چیز عبادت نشود و به درگاه غیر خدا قربانى تقدیم نگردد بلکه سزاوار به عبادت، تنها او است و هیچ شریکى برایش نیست.

و اگر کسى به اوپانیشاد مراجعه کند در بسیارى از فصول آن مى‏‌بیند که تصریح شده به اینکه قیامتى هست و اینکه قیامت عالمى است جلیل که خلقت بدان منتهى مى‏‌شود و مى‏‌بیند که در بیان ثواب اعمال و عقاب آنها بعد از مرگ عباراتى آورده که هر چند قابل انطباق با مساله تناسخ هست، اما متعین در آن نیست بلکه با مساله برزخ نیز قابلیت انطباق دارد.

و در بحث‏هاى ایراد شده در اوپانیشاد آنچه هیچ دیده نمى‏شود خبر از اوثان و اصنام و عبادت کردن براى آنها و تقدیم قربانى به آنها است.

و اینهایى که ما از کتاب و یا به عبارت دیگر از رسائل اوپانیشاد نقل کردیم حقایقى است بس بلند و معارفى است حق که هر انسان سلیم الفطره‏‌اى به آن اعتماد مى‏کند و این مطالب - همانطور که ملاحظه مى‏‌فرمایید- تمامى اصول وثنیت را که در اول بحث برشمردیم نفى مى‌‏کند.

و آنچه که نظر عمیق و بحث دقیق ما را بدان رهنمون مى‏‌شود این است که اینگونه مطالب، حقایق عالیه‌‏اى است که بعضى از افراد انگشت‌‏شمارى که اهل ولایت اللَّه بوده‌‏اند آن را کشف کرده و به بعضى از شاگردان خود که صلاحیت آنان را به دست آورده بودند تعلیم و خبر داده‏‌اند، چیزى که هست این مردان برجسته و انگشت شمار آنچه به شاگردان خود گفته‌‏اند غالبا به طریق رمز بوده و در تعلیم خود مثال‌هایى نیز به کار برده‌‏اند.

و سپس شاگردان ایشان آنچه از آنان گرفتند اساس و زیربناى سنت حیات قرار دارند سنتى که در حقیقت همان دین مجتمع است و عامه مردم به آن گرایش دارند و آن معارف دقیقى است که جز آحادى از اهل معرفت نمى‌‏تواند آن را تحمل کند و بفهمد براى اینکه سطح آن بسى بلندتر از افق فهم عامه مردم است که تنها پیرامون محسوسات و مخیلات دور مى‌‏زند و بیش از آن نصیبى از درک ندارد، و فهم عامه کجا و درک اینگونه معارف کجا، فهم و عقل عامه که هیچگونه مهارت و آشنایى از معارف حق ندارند از درک چنین مطالبى پیاده و عاجز است.

اشکالى هم که به این مذهب و سنت اجتماعى وارد است همین است که زیربناى آن هر چند معارفى است حق، اما معارفى است که در هر دوره تنها چند نفر انگشت شمار آن را مى‌‏فهمند و این نمى‌‏تواند براى کل جامعه که به اقرار خود آنان از درک آن معارف پیاده‏اند، دینى و سنتى اجتماعى باشد چون اولا فطرت آفرینش، انسان را با غریزه انس به یکدیگر و دور هم جمع شدن آفریده و معنا ندارد جمعیتى که دور هم جمع شده و یک مجتمع را تشکیل داده‌‏اند در درک سنت حیات از هم فاصله داشته باشند و فقط افرادى انگشت شمار آن سنت را بفهمند و دیگران نفهمند و تحمیل چنین سنت و چنین دینى بر اجتماع در حقیقت لغو کردن سنت فطرت و مخالفت با طریقه خلقت است.

علاوه بر این، این کار کنار گذاشتن طریق عقل نیز هست و حال آنکه مى‏دانیم طریقه عقل یکى از سه طریق درک حقایق است و آن عبارت است از: وحى و کشف و عقل، و طریقه عقل از آن دو طریقه دیگر عمومى‌‏تر و از نظر اهمیتش براى زندگى دنیوى انسان مهم‌‏تر است زیرا وحى چیزى است که جز اهل عصمت یعنى انبیاء گرام، کسى به آن دسترسى ندارد و طریقه کشف هم موهبتى است که جز به آحادى از اهل اخلاص و یقین نمى‌‏دهند و تنها طریقى که براى عموم بشر باقى مى‌‏ماند این طریق است، حتى مردم براى استفاده از دو طریق اول نیز به عقل نیازمندند.

پس همه افراد بشر در زندگى همه روزه خود احتیاج مبرم به عقل دارد و اگر طریقه‏‌اى بخواهد عقل او را از اعتبار بیندازد، این طریقه، طریقه صحیحى نیست و این باعث مى‌‏شود که تقلید اجبارى را بر همه شؤون مجتمع زنده و حتى بر عقاید و اخلاق و اعمال آن حاکم سازد و معلوم است که اگر چنین شود انسانیت به کلى ساقط مى‌‏گردد.

بعلاوه، این روش باعث مى‏‌شود که سنت استعباد (برده کردن مردم) در مجتمع انسانى جاى‏‌گیر شود شاهد روشن آن نیز تجارب طولانى تاریخى در امت‏‌هاى بشریت است که در هر زمان و هر جا با دین وثنیت زندگى کرده، سنن استعباد در او جریان یافته، و انسانها، انسانهایى مثل خود (و حتى بدتر از خود) را ارباب خود گرفتند.» (ترجمه تفسیر المیزان ، ج10 ص 430 )

خدایان هندو

آریاییان هندوستان مانند سایر مشرکان به خداى حقیقى جهان نیز معتقد بودند و او را برهما (Brahman) به معناى قائم بالذات و ازلى و ابدى مى‌نامیدند. آنان در آغاز بت و بتخانه نداشتند و مراسم عبادى خود را در فضاى باز انجام می‌دادند.

در دورانهاى بعد بتهایى بى‌شمار و بتخانه‌هایى باشکوه و گوناگون ساختند و خدایانى مانند الهه مادر، الهه زمین، مار کبرا و غیره را به مجموعه خدایان خود افزودند.

خدایان تثلیث هندو عبارتند از:

1. برهما، خداى ایجاد کننده (که قبلا اشاره شد)؛

2. شیوا، خداى فانى کننده که مجسمه چهار دست و در حال رقص او فراوان است. رقص شیوا نقش او را در ایجاد و انهدام نشان مى‌دهد.

3. ویشنو، خداى حفظ کننده. جلوه‌هاى دهگانه این خدا براى مردم در طول تاریخ عبارت است از: ماهى، لاک پشت، گراز، موجود نیمه آدم و نیمه شیر، کوتوله، راماى تبر به دست، راما، کریشنا، بودا و کَلْکى.

فرقه‌های آیین هندو

آیین هندو فرقه‌هاى بى شمارى دارد که با یکدیگر در صلح و صفا به سر مى‌برند. پیروان هر یک از این فرقه‌ها بر جنبه خاصى از دین تاکید مى‌کنند و معمولا به یکى از خدایان روى مى‌آورند. طرفداران هر یک از «شیوا» و «ویشنو» جمعیت بزرگى را تشکیل مى‌دهند.

شیواپرستان عورت شیوا را نیز مى‌پرستند و آن را لینگا مى‌نامند. مجسمه‌هاى لینگا و معابد آن نیز فراوان است.

از جمله 12 بتخانه بزرگ و باشکوه که به افتخار لینگا و براى پرستش آن بنا کرده بودند، معبد سومنات است.

ثروت زیاد آن بتخانه که چهارده گنبد طلا داشت، سلطان محمود غزنوى را تحریک کرد تا به سال 416 هجرى قمرى به سوى آن لشکر کشد و خزائن انباشته از زر و سیم و گوهرهاى گرانبهاى آن را که طى قرنها گرد آمده بود، تاراج کند.

هندوان حمله‌هاى سابق وى به بتخانه‌هاى دیگر را به علت خشم گرفتن بت معبد سومنات به آن معبد توجیه مى‌کردند. سلطان محمود با سپاهى انبوه به عنوان بت شکنى به سومنات حمله کرد و پس از کشتن گروهى بى شمار از هندوان، گرزگران خود را بر فرق مجسمه لینگا کوبید. وى براى نشان دادن فتح نمایان خود قطعه‌اى از آن را به مکه معظمه و بغداد و بلاد اسلامى دیگر فرستاد.

افرادى از شیواپرستان، به نام لینگاوات یعنى حاملان لینگا، که مسلکشان در قرن دوازدهم میلادى پایه گذارى شده است، پیوسته مجسمه‌اى از لینگا را که داخل کیف کوچکى است به گردن آویخته دارند.

چیزهایى عجیبی مانند قربانى انسان و نوشیدن شراب در کاسه سر مردگان به برخى از فرقه‌هاى شیوایى نسبت داده مى‌شود.

فرقه‌هاى شَکتى به معناى نیرو، معتقدند قوه الهى در جنس لطیف قرار دارد. از اینجاست که در معابد شکتى، زنانى جوان مى‌رقصند. برخى از این فرقه‌ها رقص‌هاى وحشیانه، آوازهاى گوش خراش و حرکات جنون آمیز را براى تکامل روحى لازم مى‌دانند.

نظریه تناسخ در آیین هندو

بر اساس قانون کارما به معناى کردار، آدمى نتیجه اعمال خود را در دوره‌هاى بازگشت مجدد خود در این دنیا مى‌بیند.

کسانى که کار نیک انجام داده‌اند، در مرحله بعد زندگى مرفه و خوشى دارند و آنان که کار بد مى‌کنند، در بازگشت با بینوایى و بدبختى دست به گریبان خواهند بود و چه بسا به شکل حیوان بازگشت کنند.

به عقیده برخى تناسخیان، بازگشت انسان‌ها ممکن است به یکى از چهار صورت زیر باشد:

1. رسخ (حلول شخص فوت شده در جمادات)

2. فسخ (حلول شخص فوت شده در نباتات)

3. مسخ (حلول شخص فوت شده در حیوانات)

4. نسخ (حلول شخص فوت شده در انسان‌ها) یعنی همان «تناسخ».

تناسخ در بسیارى از ادیان و مذاهب جهان با عناوین گوناگون وجود داشته و دارد اما این عقیده در آیین هندو از اهمیت بیشترى برخوردار است. هندوان معتقدند آدمى همواره در گردونه تناسخ و تولدهاى مکرر در جهان پر رنج گرفتار است.

تنها راه رهایى انسان از گردونه تناسخ و تولدهاى مکرر در جهان پر درد و بلا، پیوستن و اتحاد با خداوند است.

فلاسفه و متکلمین اسلامی در کتاب‌های خود دلایل فراوانی بر نادرستی و محال بودن تناسخ ارائه کرده‌اند که بیان آنها نیازمند نوشته‌ای مستقل است.

یوگا یا روش رسیدن به حقیقت

به عقیده هندوان، دستیابى به حقیقت یا اتحاد با خدا از طریق یوگا (Yoga) یعنى یوغ نهادن حاصل مى‌شود.

یوگا به ریاضت‌هاى سخت و طاقت فرسا دلالت مى‌کند و معمولا با نشستن آرام و پیوسته به شکل چهار زانو و همراه با تامل انجام مى‌گیرد، اما شیوه‌هایى دیگر نیز معمول است؛ مانند ایستادن، وارونه ایستادن، خم شدن و آویختن دستها و زیستن بر روى تختى که در سراسر آن میخ‌هاى تیزى سر بر آورده است.

این عملیات چه بسا براى دهها سال ادامه یابد و با مشقت‌هایى مانند در پیش رو نهادن آب و تشنه به سر بردن همراه باشد.

برخی به اشتباه هدف از ریاضت های یوگا را وصول به حقیقت و رسیدن به خدا می‌دانند، در حالی که آنچه در مکتب یوگا وجود دارد با خدای واحد و یگانه تفاوت هایی بنیادین دارد.

یوگى معمولا آن امور را مانع کمال خود مى‌داند و بسیار مى‌شود که به آن خوارق عادت ابدا توجهى نکند و از اظهار آن روى بگرداند.

حبس دم به گونه‌اى است که بر اثر تمرین‌هاى سخت تنفس کاهش مى‌یابد و گاهی یوگى در طول سال به چند نفس بسنده مى‌کند.

همچنین ضربان نبض و سایر کارهاى بدن را مى‌توان با یوگا در اختیار گرفت. در همه این حالات بدن شیوه‌هاى تازه‌ای را بر مى‌گزیند و زنده مى‌ماند.

چه بسا یک یوگى را به مدت شش ماه دفن کنند و پس از این مدت قبر او را بشکافند و او را بیرون آورند و وى با یک بار تنفس زندگى را از سر گیرد.

توانایی‌هاى دیگرى نیز براى برخى از آنان میسر مى‌شود، مانند رهایى از جاذبه زمین، متوقف کردن قطار، به جوش آوردن آب با یک نگاه و غیره.

آداب و شرایط یوگا در کتاب پاتانجالى آمده است و ابوریحان بیرونى آن را به عربى ترجمه کرده است.

دانشمندان غربی بارها، آزمایش‌هاى علمى گوناگونى روى یوگیان انجام داده و واقعى بودن این حالات را به اثبات رسانده‌اند. از جمله یک هیئت علمى فرانسوى به رهبرى دکتر بروس در سال 1936 تحقیقات و آزمایش‌هایى در باب یوگیان انجام داد و دستاوردهاى خود را منتشر کرد. (مجله Medicale Presse، ش 83، 14 اکتبر 1936)

امروزه کلاس‌های یوگا در نقاط مختلف کشور اسلامی ما برگزار می‌گردد. در حالی که نقدها و اشکالاتی جدی بر مکتب یوگا وارد است. افراد تحت تعالیم یوگا نیز در معرض خطر انحرافات عقیدتی عمیقی قرار دارند.


کتابنامه این یادداشت

1. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، انتشارات سمت

2. حکمت، على اصغر، تاریخ ادیان، انتشارات ابن سینا

3. شایگان، داریوش، کتاب ادیان و مکتبهاى فلسفى هند، انتشارات دانشگاه تهران

4. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی

5. ناس، جان بى، تاریخ جامع ادیان، ترجمه على اصغر حکمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى

6.  وداها

7. هیوم، رابرت اى، ادیان زنده جهان، ترجمه عبدالرحیم گواهى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى




طبقه بندی: مقاله، کتاب، ادیان شرق،
برچسب ها: اوپانیشادها، متون مقدس هندوئیسم، دانلود اوپَه‌نیشَدها، دانلود نسخه خطی سر اکبر ترجمه اوپانیشادها،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ یکشنبه 29 دی 1392 ] [ 02:01 ب.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم.

1. انتشار محتوای پست های رمز دار این سایت در اینترنت مجاز نیست.
2. در صورت مشکل در دانلود و دریافت فایل ها، نخستین پست وبلاگ را بخوانید تا راهنمایی شوید.
3. پاورپوینت هایی را دانلود کنید که مبحث آن را به صورت حضوری در کلاس گذرانده اید. در غیر این صورت ممکن است برخی از محتوای پاورپوینت ها برای شما کارایی لازم را نداشته باشد.
4. از شاگردان عزیز، کسانی که در زمینه طراحی گرافیک،‌ طراحی پاورپوینت، تدوین فیلم و کلیپ، مقاله نویسی، ویرایش، ترجمه، وبلاگ نویسی و ... مهارت داشته و آمادگی همکاری دارند، تقاضا می کنم تا در صورت تمایل از طریق ایمیل یا بخش نظرات اعلام کنند.
برای همه شما عزیزان آرزوی موفقیت روز افزون دارم.
نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

امکانات وب